هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

308

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

بود ، بنابراين شافعى به اين واسطه ، به ابو حنفيه بازمىگردد . احمد بن حنبل نيز نزد شافعى درس خواند لذا در فقه خود به ابو حنيفه بازمىگردد . ابو حنيفه خود از شاگردان امام جعفر صادق بود كه امام جعفر صادق هم در علم و فقهش به جد خود على بن ابى طالب بازمىگردد . و در مورد « مالك » ، او نزد ربيعة الرائى درس خواند ، ربيعة نزد عكرمة درس خوانده بود و عكرمة خود درسش را از عبد اللّه بن عباس فراگرفت كه منبع و سرچشمه و مرجع ابن عباس نيز على ابن ابى طالب است . از سوى ديگر شافعى نيز در علم و فقه خود به على بن ابى طالب بازمىگردد چه او از شاگردان مالك بوده كه مالك نيز از شاگردان ربيعة و ربيعة در علم و دانش خويش - آنچنان كه گفتيم - مديون على بن ابى طالب است . خداوند چنين مقدر كرده بود كه على بن ابى طالب ( ع ) همچنانكه در علوم اسلامى ركن بود در علوم عربى نيز باشد . تبحر او در زبان عربى ، منطق حكيمانه و نيروى خارق العاده ذهنىاش در اين راستا ، به كمكش شتافت . او به حق بنيانگذار اين علم و همواركننده راه براى كسانى است كه بعد از وى آمدند . از جمله آنچه كه در تاريخ ثبت است اينكه روزى ابو الاسود دؤلى به حضور امير المؤمنين رسيد و او را غرق در انديشه يافت ؛ به او گفت : اى امير المؤمنين دربارهء چه مىانديشى ؟ فرمود : من در شهر شما ، اشتباههاى دستورى ( قواعدى ) شنيده‌ام و مىخواهم كتابى دربارهء اصول زبان عربى بنگارم . آنگاه نوشته‌اى را بر وى خواند كه در آن آمده بود : كلام اسم است و فعل است و حرف . و در روايت ديگرى آمده كه به او گفت : آنچه را كه بر تو مىخوانم يادداشت كن ، ابو الاسود نيز قلم و صفحه‌اى فراهم كرد و حضرت على بر او ديكته كرد كه : كلام عرب مركب از اسم و فعل و حرف است . اسم چيزى است از نامى خبر دهد و فعل چيزى كه از حركت او خبر دهد و حرف گوياى چيزى كه نه اسم است و نه فعل . و اشياء بر سه قسم هستند آشكار ، نهان و چيزى كه نه آشكار باشد و نه نهان كه منظور وى ، اسمهاى اشاره‌اند آنگاه فرمود : اى ابو الاسود انح هذا النحو ( يعنى كه اين روش را به كار گير ) و از همان روز اين علم به نام علم نحو ، موسوم گشت . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مىافزايد كه بزرگان صحابه و ديگران به او مراجعه مىكردند و كسى را چون او نمىيافتند و رأى او را ملاك قرار مىدادند و در